شايد ورود به دنياي
تجارت براي فروشنده خردهپايي مثل «هوزه بونيفاسو» در حد يك آرزوي
دست نيافتني بود. اما «هوزه» 25 ساله تا كي ميتوانست شاهد سودهاي
هنگفت شركتهايي باشد كه اجناس سادهاي را كه او و افراد ديگر توليد
ميكردند، با نام و نشان خود ميفروختند؟
او دقيقاً نميدانست
آيا توان اين را دارد كه از چنگال آنها در آيد و براي خود كار كند؟
اما به خوبي ميدانست براي اينكه رئيس خود باشد، بايد نصايح
محافظهكاران را نشنيده بگيرد و با پذيرفتن خطر، جسارت خود را به
نمايش بگذارد.
او از چند تن از
دوستان و يك بانك محلي مبلغي وام گرفت تا كارگاه كوچك خود را براي
توليد اجناسي مثل مايع سفيد كننده، پودر لباسشويي، مواد پاككننده و
لوازم بهداشتي راه بيندازد. اما ايده منحصر به فرد او اين بود كه اگر
بتواند محصولات خود را مستقيماً به دست مصرف كننده برساند، قادر
خواهد بود با توليدكنندگان ديگر رقابت كند. او با كوتاه كردن دست
واسطهها، حقالعمل نميپرداخت و از انبار كالا هم در شهرستانها
استفاده نميكرد. در عوض افراد جوان و فعالي را به كار گرفت تا اجناس
را به درب منازل برسانند.
امروزه گروه فروشندگان
«هوزه» كه بسياري از آنها دانشجو هستند به صدها نفر رسيدهاند. آنها
خود را به هر گوشه و كناري ميرسانند و محصولات كارخانه «هوزه» را
مستقيماً به مصرفكنندگان ميفروشند. او به خبرنگاران گفت: وقتي اين
روش را پيش گرفتم سال به سال فروش ما افزايش پيدا كرد. اكنون
كارخانههاي او شصت قلم كالا توليد ميكنند كه بيشتر آنها مصرف خانگي
و شخصي دارند و در سال 2002 ميلادي فروش او بيش از 4/40 ميليون دلار
بوده، با اين حال او به فكر بازارهاي جهاني است.