هيچ كس حدس نميزد
زماني كه آقاي منزُد» علفهايآبي را با جيپ به خانه خود حمل
ميكرد، چه فكري در سر دارد؟ حتي خيليها به او نيشخند ميزدند.
سالها بود كه مردم و حتي نيروهاي دولتي براي خلاصي از دست نوعي علف
هرز آبي كه بيرويه در رودخانههاي مانيل تكثير ميشد و آب راههها
را مسدود ميكرد دست به هر كاري ميزدند. لايروبي رودخانه ، آتش زدن
، انفجار و سمپاشي هيچ كدام نتوانست اين گياه سمج را ريشهكن كند.
شايد اگر نگاه متفاوت «منزد» نبود اين جنگ و گريز هنوز ادامه داشت.
او حساب همه چيز را كرد. اگر ديگران از گياه «آباكا» كه 95درصد آن آب
است، كنف درست ميكنند، چرا نتوان از اين علفهاي هرز آبي چيزي تهيه
كرد؟ به اين ترتيب او گياهان را جمعآوري كرده پس از حمل به كارگاه
خود آنها را در آنجا خشك ميكرد. چندي نگذشت كه اهالي محل نيز انبوه
علفهاي مزاحم را به كارگاه كوچك او حمل ميكردند. چرا كه اكنون او با
پودري كه از گياهان به دست ميآورد به علاوه فكري خلاق و همتي بلند،
دهها محصول توليد ميكرد. دارو، برخي افزودنيهاي خوراكي، بيسكويت و
كيك، خمير كاغذ اسكناس، دمپايي، صنايع دستي و حتي محصولات لوكسي
مانند ساك، پادري و سايهبان برخي از آنها بود كه نه تنها در كشور
فيليپين كه در بازار بسياري از كشورها راه يافته بود. به زودي
مسئولان صنايع روستايي فيليپين ايدة «منزد» را ترويج كردند. او به
خاطر پياده كردن يك ايده نو كه نتايج اجتماعي و اقتصادي فراواني در
پيداشت از رئيس جمهور مدال افتخار دريافت كرد و كميسيون مخترعان
فيليپين و برخي از سازمانهاي بينالمللي از او تقدير كردند.